پدر بزرگم، پزشک آیت الله بروجردی بود

شهر ایما – سرویس گفتگو: برای ما بروجردی ها، اگر که بخواهیم دنبال ستاره های آسمان فرهنگ، هنر و…  شهرمان بگردیم، گزینه های زیادی وجود دارد. چهره هایی که تنها با یک مطالعه ساده ، متوجه عظمتشان می شویم و قطعا به خودمان خواهیم بالید. شاید جهانی ترینِ این افراد، لوریس چکناواریان باشد. کسی که با جستجوی نامش در موتور جستجوگر گوگل، به عدد عجیب و باورنکردنی ۴۲۸۰۰۰ و انبوهی از عکس و مطلب و مصاحبه با رسانه های داخلی و خارجی رسیدم.پس حتما با من موافقید که نوشتن مقدمه برای مصاحبه این موسیقی دان، آهنگساز و رهبر ارکستر که آوازه ای جهانی دارد، کار سهل و سختی باشد. سهل از آن جهت که لوریس نیازی به معرفی ندارد و همه می شناسندش، و سخت است چون نمی دانی از کجا بگویی تا حق مطلب ادا شود و چیزی از قلم نیافتد! صادقانه بگویم، فکرش را نمی کردم اینقدر ساده و صمیمی باشد.  چکناواریان از آن دست افرادی است که مدام اصرار دارد بروجردی بودنش را فریاد بزند. حتی وقتی صحبت از ارمنستان، وین و خیابان سی تیر تهران می شود، با افتخار می گوید که بروجرد برایش چیز دیگری است. به بهانه روز پدر، شما را به خواندن گفتگوی اختصاصی شهر ایما با لوریس چکناواریان دعوت می کنیم، کسی که بلافاصله بعد از سلام و احوالپرسی، با آن لهجه شیرین و دوست داشتنی اش می گوید: از بروجرد چه خبر؟!

– از ارمنستان به بروجرد، این هجرت چگونه شکل گرفت؟

ارامنه در زمان کوروش کبیر، یکی از پایه گذاران کشور ایران بوده اند. متاسفانه شاه عباس و فتحعلی شاه کم لطفی کردند و ارمنستان غربی و شرقی سهم کشورهای دیگر شد و ارامنه از مملکتشان دور شدند. به خاطر اشتباه سیاسی آن دو پادشاه، میلیون ها ارمنی کشته شدند. پدرم از ارمنستان شرقی(روسیه) و مادرم در ارمنستان غربی(ترکیه) بودند. پدر بزرگم و خانواده اش نجات پیدا کردند و به ایران برگشتند. او به بروجرد آمد و رئیس بهداری بروجرد شد. جالب است بدانید که پدر بزرگ من، پزشک آیت الله بروجردی بوده است. پدرم هم از زندان های استالین فرار و به ایران می آید و با مادرم آشنا می شود ، ازدواج می کنند و من در سال ۱۳۱۶ در بروجرد متولد می شوم…

– پس اینکه می گویند ارمنی تبار هستید را قبول ندارید؟

ریشه من کاملا ایرانی است. مردم اکثرا نمی دانند که ارامنه، ایرانی هستند. فکر می کنند مهاجر هستند.

– از دوران زندگی در بروجرد برایمان بگویید، تا چه زمانی اینجا بودید؟

من از ۲ سالگی با خانواده به تهران آمدم و بروجرد را واقعا یادم نیست! البته بعد از آن، چند بار به بروجرد آمده ام و مدت کمی مانده ام. آخرین بار ۲ سال پیش به بروجرد آمدم که خیلی برایم لذت بخش بود…

– می دانید در کدام محله به دنیا آمده اید؟

چون همه (پدر بزرگ، پدر و مادرم) فوت شده اند، نمی دانم کجای بروجرد متولد شده ام و باید تحقیق کنم. باید دید بهداری قدیم بروجرد در زمان رضا شاه کجا بوده، احتمالا در آن منطقه متولد شده باشم. البته در شناسنامه اسم مرا به اشتباه “زاره چکناواریان” درج کرده اند آن زمان.

– خب برویم سراغ موسیقی! چه شد که دنبال این رشته رفتید؟

در خانواده های ارامنه معمولا یک سازی می زنند. پدربزرگم که دکتر بود، ویولون می زد…و من به تشویق ایشان در سن ۱۶ سالگی به اروپا رفتم و در رشته موسیقی به تحصیلات پرداختم.

– تا اینکه در سال ۱۳۵۱ برگشتید و رهبر ارکستر اپرای تهران شدید…

بعد از ۶ سال از آکادمی موسیقی وین فارغ التحصیل شدم. به ایران برگشتم و رئیس صداخانه موسیقی ایران در وزارت فرهنگ و هنر و استاد هنرستان عالی موسیقی شدم. بعد مجددا برای ادامه کارهایم به اروپا برگشتم و سپس استاد دانشگاه در امریکا شدم و کارهای زیادی را رهبری کردم. پس از استعفا در امریکا، به ایران برگشتم و همانطور که شما گفتید در سال ۱۳۵۱ رهبر ارکستر اپرای تهران شدم.

– می دانیم که در طول عمر هنری خودتان، به شهرها و کشورهای زیادی سفر کرده اید. صادقانه بگویید که زرق و برق این شهرها، بروجرد را از خاطرتان کمرنگ نکرده؟!

بروجرد، وطن و زادگاه من است. وقتی که بروجرد آمدم حس کردم به خاکش تعلق دارم. حتی دوست دارم جایی در آنجا داشته باشم که بیایم و کار کنم….من حس خیلی خیلی خوبی به شهرم دارم و هرجا که می روم یا مصاحبه می کنم با افتخار می گویم من بروجردی هستم. البته این را نمی دانم که در آنجا اصلا من را می شناسند یا نه؟!…

– حتما می شناسند! البته اکثر هنرمندان مطرح بروجردی از برخی رفتارها دلشان پُر است….ولی مطمئن باشید که بروجردی ها لوریس چکناواریان را نه تنها می شناسند که به وجودش افتخار هم می کنند.

من فکر نمی کنم من را بشناسند! حالا شاید از طریق رسانه ها……. البته مهم نیست و من گله ای ندارم چون من همیشه یک جمله از رئیس جمهور سابق امریکا (کندی) را بکار می برم که می گوید: نپرس که مملکتت چی به تو داده، از خودت بپرس که تو چی میدی به اونها؟

– شما نزد دیگر هنرمندان، خیلی محبوب هستید. اخیرا که با شکر خدا گودرزی صحبت می کردم، می گفت که اجرای یک شب از تئاترش را به شما تقدیم کرده است.

خیلی به من لطف دارند و من از این بابت خوشحالم.

– اساتید بزرگ موسیقی دنیا، نظیر آرام خاچاطوریان و… همیشه شما و کارهایتان را ستودند. در فضای رسانه ای هم که هر چه بگوییم کم گفته ایم. این همه مصاحبه با شبکه های داخلی و خارجی، آیا لوریس چکناواریان را در سن ۷۹ سالگی اشباع نکرده است؟

من همیشه شعارم این بوده که خودم را جدی نمی گیرم بلکه کارهایم را جدی می گیرم. انسان، یک بار مصرف است، متولد می شود و می میرد. پس کار یک انسان است که ماندگاری دارد. هنری هم که من دارم از خداوند دارم و تا زمانی که او به من الهام بدهد می توانم اثری را خلق کنم. من هیچ وقت خودم را جدی نگرفته ام، هرچه دارم از لطف خدا و مردم است. هیچ موقع مقاله ها و تعریف هایی که از من شده است را نخوانده ام تا تحت تاثیر آن نباشم.

– ارادت شما به امام حسین (ع) را می توان از آثارتان درک کرد. ریشه این ارادت در چیست؟

اولا چون ایرانی هستم و مذهب و تاریخ مملکتم به من ارتباط دارد. در ثانی، از بچگی توی تهران همیشه وقتی دسته های عزاداری را می دیدم، خیلی تحت تاثیر موسیقی و ضرب های عاشورایی قرار می گرفتم. حتی در اپرای رستم و سهراب از این ریتم ها استفاده کردم….امام حسین(ع) برای من یک قهرمان است، کسی است که برای هدف و ایمانش، خودش را فدا می کند و این فوق العاده است.

– سمفونی عاشورا به کجا رسید؟

تمام شده و منتظریم که محرم آینده اجرا بشود.

– شما همیشه خندان هستید، این انرژی از کجا می آید؟

آدم روحش را نباید هیچ وقت بپوشاند. مگر می شود صورت انسان بدون لبخند باشد؟ مثل این است که آسمان بدون آفتاب باشد. من به خاطر حسی که از مردم می گیرم احساس شادی دارم.

– الان لابد بالا نشین شده اید و در مناطق اعیان نشین تهران زندگی می کنید. درست است؟!

نه اتفاقا! من چون در خیابان سی تیر زندگی کرده ام، بافت قدیم تهران را دوست دارم، از ابتدای انقلاب تا حسن آباد را خیلی دوست دارم…. من بالای شهر را دوست ندارم.

– اگر بخواهید با همشهریان بروجردی خودتان صحبت کنید، چه می گویید؟

به آنها می گویم دوستشان دارم، از صمیم قلب از آنها می خواهم کمک کنند تا بروجرد به عنوان یک شهر فرهنگی خاص در ایران و جهان شناخته شود…

– و یک آرزو؟

امیدوارم روزی قطعاتم را در بروجرد اجرا کنم.

دیدگاه های وب سایت

  1. حسین رضایی
    پاسخ دادن

    با سلام
    ممنون از اینکه به مفاخر بروجرد اهمیت می دهید ما استعدادهای درخشانی در بروجرد داریم فقط باید به خودمان اعتماد داشته باشیم، زنده باد بروجرد.بنده هم با اینکه سالیان درازی است از شهر خودم دور هستم اما به بروجردی بودنم افتخار می کنم.

ارسال دیدگاه

*