در سینما اولین گزینه برای نقشی با گویش بروجردی، منم!

شهر ایما – گروه فرهنگ:  اسمش را که جستجو می کنی، عکس های “آزیتا ترکاشوند” پیدا می شود! خودش می گوید دلیلش این است که  در فضای مجازی فعالیت نداشته و باعث شده کمی ناشناخته بماند. او از آن دست بازیگرانی است که در یک سطح مشخصی، بسیار خوب کار کرده است. شاید یکی از بهترین کارهایش، فیلم سینمایی “شب برهنه” باشد، جایی که نقش نامادری شادمهر عقیلی را بازی کرد… فریبا ترکاشوند، ساده و صمیمی به تحریریه “شهر ایما” آمد تا چند کلامی برای همشهریانش صحبت کند. به بهانه روز بازیگر، گفتگو با بازیگری را برایتان منتشر می کنیم که می گوید بزرگترین نعمت زندگی اش داشتن ۲ پسر خوب است.

کمتر در رسانه ها حضور دارید و اغلب با آزیتا ترکاشوند اشتباه گرفته می شوید! این موضوع ناراحتتان نمی کند؟

 نه، اصلا! خیلی ها این سئوال را می پرسند. آنهایی که باید بدانند می دانند که ما دو نفریم! عوامل سینما و تلویزیون این را می دانند. البته قبلا فکر می کردند که ما خواهریم ولی با مصاحبه هایی که شد متوجه شدند که آزیتا یکی از بهترین دوستان من است.

از چه سالی به تهران رفتید و فعالیت هنری را آغاز کردید؟

۲۶ سال پیش ، یعنی پس از ازدواج به تهران رفتم و سال ۱۳۸۰ کار هنری را با فیلمنامه نویسی سریال عروج به کارگردانی سیروس مقدم شروع کردم، سریالی مناسبتی که برای ماه مبارک رمضان ساخته شد.

و چه شد که به دنیای بازیگری ورود پیدا کردید؟

من به کلاس های بازیگری سوره می رفتم. یادم می آید یک روز که داشتم از پله بالا می رفتم یک گروه فیلمبرداری را دیدم که به من گفتند شما از بچه های همین آموزشگاه هستید؟ از من تست گرفتند و گفتند می توانی با لهجه کردی صحبت کنی؟ من هم گفتم بله! … این اولین سریالی بود که بازی کردم و هیچوقت یادم نمی رود که اولین دستمزدم روزی ۱۵ هزار تومان بود.

یعنی قبل از آن بازی نمی کردید؟

قبل از این که کلاس بازیگری برم دو تا کار سینمایی را بازی کرده بودم. “آقای رئیس جمهور” به کارگردانی  ابوالقاسم طالبی و “شب برهنه” به کارگردانی سعید سهیلی که دو سال توقیف شده بود.

و بعد ؟

بعدها در سریال “مهمانی از شب” با گویش بروجردی بازی کردم و “شب آفتابی” از قاسم جعفری و …. این اواخر در سریال های “آیینه درون”، “چارسو” و سینمایی “صله سحر” و “رسوایی ۲” که در حال اکران است، بازی کرده ام. در کل ۱۲۰ کار تصویری و ۱۰ تا کار تئاتر کرده ام.

نوشتن را ادامه ندادید؟

۳ تا فیلمنامه نوشتم و البته خیلی از فیلمنامه هایم دزدیده شد چون اوایل ناشی بودم و آنها را ثبت نمی کردم.

در حال حاضر هم مشغول نوشتن یک رمان هستم.

با علی فروتن که مصاحبه می کردیم از سریال عکاسخانه به عنوان یک اثر شاخص در معرفی گویش بروجردی نام می برد. با نظرش موافقید؟

عکاسخانه پرببینده ترین سریال سال شد. بار طنزش روی دوش من و علی فروتن بود. یکی از بهترین و خاطره انگیزترین کارهایم بود و واقعا در تلفظ و معرفی گویش بروجردی یک اثر نمونه به شمار می رود. البته در عین حال که ۱۰۰ درصد برایم خاطره انگیز بود، ۱۰۰ درصد هم برایم ضرر داشت….

چرا؟

چون طوری گریم شده بودم که همه فکر می کردند سنم خیلی بالاست و بر آن اساس کارهای بعدی را به من پیشنهاد می کردند. اما وقتی با من روبرو می شدند باورشان نمی شد و همین امر باعث شد من ۲ سال را نتوانم کار کنم.

شما در کارهای مسعود ده نمکی هم بازی کرده اید، مثل رسوایی و اخراجی ها. چرا در اخراجی های ۱ حذف شدید؟!

اخراجی های ۱، هفتاد دقیقه زمان اضافه داشت. در آن بخش که بعدا به عنوان اخراجی های ۵/۱ به بازار آمد، من و لیلا بلوکات و مریلا زارعی بازی داشتیم.

جالب است که در آن کار هم با گویش بروجردی صحبت می کردید.

قبلا بازیگری که بتواند با لهجه بروجردی صحبت کند، نبود. بیشتر ادا در می آوردند اما الان اولین گزینه برای چنین نقشی من هستم. مگر اینکه من سر کاری باشم و نتوانم، که مجبور شوند سراغ کس دیگری بروند.

شهره لرستانی هم یکی از همین انتخاب هاست؟!

ایشان تنها کسی است که توی سینما به من قولی داد و به آن عمل کرد. یادم هست در یکی از سریال هایی که کار می کردیم، برگشت و به من گفت: تو بازیگر خیلی باهوشی هستی و من قول می دهم در اولین کاری که بسازم بهترین نقش را به تو بدهم. همین هم شد و زمانی که من مشغول بازی در سریال نامدار در بروجرد بودم از طرف ایشان با من تماس گرفتند.  به نظرم ایشان یکی از بهترین های سینمای ایران است، چه از نظر اخلاقی و چه بازی.

الان کمتر به بروجرد سر می زنید، درست است؟

من تا ۲ سال پیش که پدر و مادرم بروجرد بودند، حداقل سالی یکی دو بار می آمدم اما الان اگر فرصتی بشود می آیم.

دلتان تنگ نمی شود برای این شهر؟

دلم برای بروجرد خیلی تنگ می شود. اگر روزی بخواهم از تهران بروم و جایی را برای زندگی انتخاب کم، بی شک به بروجرد برمی گردم. هم شهرم را دوست دارم هم گویشم را. باورتان نمی شود که در اغلب کارها از بس بروجردی حرف می زنم، در پایان کار همه عوامل لُر می شوند.

ارسال دیدگاه

*