می خواهم دینم را به شهرم ادا کنم

شهرایما – گروه فرهنگ : آشنایی با کاوه حدادی تا پیش از این فقط به چند تلفن و پیامک خلاصه می شد، آن روز هم برای پیگیری چند کار اداری به اداره فرهنگ و ارشاد رفته بودیم که سر از طبقه سوم و اتاق انجمن سینمای جوان درآوردیم!
گرم و صمیمی بود و همین یعنی جرقه یک گفت و گوی کوتاه اما خودمانی !
شما خیلی فعال هستید، انجمن سینمای جوان را راه انداخته اید.
نظر لطف شماست.
با چه سابقه ای این مسئولیت را پذیرفتید؟
خب من تحصیلاتم در رشته سینما و ادبیات نمایشی است ضمن اینکه قبل از دانشگاه هم در کنار برادرم در فیلمسازی فعال بودم، اتفاقا آن سال ها با انجمن هم در ساخت فیلم همکاری داشتم.
پس خانواده شما هنری است؟
بله. ما چهار برادر هستیم که همگی در وادی هنر فعالیت می کنیم.
کمی از برادرهایتان بگویید، در چه شاخه ای از هنر فعالیت می کنند؟
سعید برادر اول، فارغ التحصیل کارگردانی است، علی برادر دوم، فوق لیسانس تهیه کنندگی دارد، من پسر سوم هستم و محمد برادر چهارم ، فوق لیسانس سینما و یک تصویربردار حرفه ای است که جوایز بین المللی زیادی را هم کسب کرده!
استارت اول را برادر بزرگ شما زد؟
بله. جالب این بود که در کل اقوام و آشنایان حتی یک آدم هنری هم وجود نداشت اما ما همگی در این عرصه وارد شدیم.
برداشت ما این است که شما ارتباط دوستانه ای با بچه های انجمن دارید؟
دقیقا همینطور است.چند روز قبل جوانی ۱۷ یا ۱۸ ساله برای ساخت فیلم به من مراجعه کرد خیلی هم به او امیدوار. نبودم اما یاد دوران جوانی خودم افتادم که برای گرفتن یک دوربین چند بار می رفتم و می آمدم، به همین دلیل با او همکاری کردم.
کارکرد سینمای جوان دقیقا چیست؟
انجمن سینمای جوان بر پایه دو رسالت اصلی یعنی آموزش و تولید استوار است، در بخش آموزش برگزاری یک دوره جامع فیلم‌سازی و کلاس های تکدرس و در بخش تولید هم حمایت از فارغ التحصیلان انجمن و علاقمندان فیلم سازی مهم ترین برنامه های انجمن است.
اما شما در بخش آموزش مخاطبان محدودی دارید.چرا؟
خب استقبال مثل گذشته نیست و پس از ۲ سال که کلاس‌ها به حد نصاب نرسیده در دوره جامع فیلم‌سازی ۹۵، فقط ۱۸ نفر در کلاس ها ما ثبت نام کرده اند این در حالی که در سال ۷۶ آمار ثبت نامی ۳۰۰ نفر بوده است.
دلیلش چیست؟
فکر می کنم به ویژه در تلویزیون کار خاصی برای جذب مخاطب نشده است، مثلا همان سال ها سریالی پخش می شد به نام ” در پناه تو” که لوکیشن آن در دانشکده هنرهای زیبا بود و خیلی ها را به سینما علاقمند کرد.
فکر می کنید بتوانید به آن روز ها برگردید؟
کار سختی است. بالاخره اعتمادی سلب شده و ایجاد دوباره آن به این راحتی ها نیست!
چه شد که به بروجرد برگشتید؟
اول اینکه دوست داشتم کاری انجام دهم و دینم را به شهرم ادا کنم و دوم کنار پدر و مادرم باشم.
پشیمان نیستید؟
راستش مشکلاتی بر سر راه انجمن وجود دارد اما انگیزه‌هایم کم نشده و پشیمان نیستم.

ارسال دیدگاه

*